
یه وقتایی، یه حرفایی، چنان آتیشت میزنه که دوست داری فریاد بزنی، ولی نمیتونی! دوست داری اشک بریزی، ولی نمیتونی! حتی دیگه نفس کشیدنم برات سخت میشه! تمام وجودت میشه بغضی که نمیترکه، به این میگن: درد بی درمون ...
ادامه مطلب
براي بعضي دردها نه ميتوان گريـــه ڪرد ... نه ميتوان فریاد زد براي بعضي دردها فقـط ميتوان نگــــاه ڪرد و بي صدا شڪست.......
ادامه مطلب
براي بعضي دردها نه ميتوان گريـــه ڪرد ... نه ميتوان فریاد زد براي بعضي دردها فقـط ميتوان نگــــاه ڪرد و بي صدا شڪست.......
ادامه مطلب
براي بعضي دردها نه ميتوان گريـــه ڪرد ... نه ميتوان فریاد زد براي بعضي دردها فقـط ميتوان نگــــاه ڪرد و بي صدا شڪست.......
ادامه مطلب
درد را تا استخوان هایم تحمل میکنم گریه ی یک مرد ، آغاز فروپاشیدن است ......
ادامه مطلب