
ساقی پدرم بود و عرق ریخت ،که ما .!ز بیگانه تمنا نکنیم باده خود را...
ادامه مطلب
دیگه دلم نمی خواد کسی حرفامو بشنوه... دیگه دلم نمی خواد کسی اشکامو ببینه... دیگه دلم نمی خواد بخندم... دیگه دلم نمی خواد کسی بهم توجه کنه... دیگه دلم نمی خواد تو اوج بدبختی یکی یارم بشه... دیگه دلم نمی خواد احساس کنم کسی تو دنیا دوستم داره... دیگه دلم نمی خواد به امید دیدن کسی از خواب بلند شم... دیگه دلم نمی خواد به رویا دلخوش باشم.... دیگه دلم نمی خواد ادامه بدم....... میدونی یعنی چی؟؟؟ یعنی رسیدم اخر خط ......
ادامه مطلب
آنقدر زمیڹ خورده ام ڪہ رنڪَ آسماڹ را فراموش ڪرده امبوے خاڪ میدهند تمام آرزوهایم !...
ادامه مطلب
آنقدر زمیڹ خورده ام ڪہ رنڪَ آسماڹ را فراموش ڪرده امبوے خاڪ میدهند تمام آرزوهایم !...
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب