
میمیرم خلاص به آرزوم میرسم
کفن پیچم کنید رهایم کنید در بیابان تا طعمه گرگها و لاشخورها شوم
بعد از مرگم، انگشت های مرا به رایگان در اختیار اداره انگشت نگاری قرار دهید.
به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!
برایم بخندید بگین دیوانه شده و کفر میگه، مهم نیست پشت سر خدا هم حرف میزنین چه برسه به بندش
دلم پر کشید از همه چی بیشتر ازخودم ؛ چیزی همرام نیست که ببرم
شایدم خیلی وقته مردم حواسم نیست
همه پایکوبی کنید بعد از مرگم فقط به احترام سالارم امام حسین (ع) صبر کنید
دیگه خیال همه راحت میرم به درک
میرم خیال همه راحت به کاراشون برسن
مرگم نزدیک شده است در همین چند قدمی ست
مرگ نعمت بزرگیست ایشالا زودتر به من ارزونی بشه
تو دلم چیزی نبود نه کینه نه نامردی، فقط ساده بوم همین
دلم بریدن از همه چی راحت نیست ولی چاره ای نیست
زندگی ام خیلی وقته اجباری شده خودمو زدم به خریت
وقت مرگم کسی دلسوزی حق نداره کنه ،حق قضاوت و حق ناراحتی نداره
فقط سکوت میکنید همین.

شاید روزی فرا برسد که جسم من آنجا زیر ملحفه سفید پاکیزه ای
که از چهار طرفش زیر تشک تخت بیمارستان رفته است
و آدم هایی که سخت مشغول زنده ها و مرده ها هستند از کنارم می گذرند.
آن لحظه فرا خواهد رسید که دکتر بگوید مغز من از کار افتاده است
و به هزار علت دانسته و ندانسته زندگیم به پایان رسیده است.
در چنین روزی، تلاش نکنید به شکل مصنوعی و با استفاده از دستگاه
زندگیم را به من برگردانید و این را بستر مرگ من ندانید.
بگذارید آن را بستر زندگی بنامم.
بگذارید جسمم به دیگران کمک کند که به حیات خود ادامه دهند.
به جای گریه بر قبرم بکش با خون دل دستی
که تنها قسمتش زنجیر بود از عالم هستی
****
تا بودم ای رفیق ندانستی که کیستم
روزی به سراغ حال من آمدی که نیستم
****
بر سنگ مزارم بنویسید آشفته وسرد و خاموش
همه دنیا كرده اند مرا فراموش
ما را در سایت ما رفتنی هستیم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان بازدید: 154