
کسی دیگر نمیکوبد در این خانه متروک ویران را
کسی دیگر نمیپرسد چرا تنهای تنهایم
و من چون شمع میسوزم ودیگر هیچ چیز از من نمیماند
ومن گریان ونالانم
و من تنهای تنهایم
ومن چون تک درخت زرد پاییزم
که هر دم با نسیمی گر میشود جدا از او
و دیگر هیچ چیز از من نمیماند
و دیگر هیچ چیز از من نمیماند.....
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان