وقتی از مادر متولد شدم ... صدایی در گوشم طنین انداخت
که بعد از این با تو خواهم بود
به او گفتم: کیستی؟ گفت: غم
فکر کردم غم عروسکی خواهد بود که من بعدها با او بازی خواهم کرد
ولی بعدها فهمیدم که من عروسکی هستم در دستان غم ....

ما را در سایت ما رفتنی هستیم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان بازدید: 129