خرید بک لینک

غسال جواني را مي شست


دیدم زار زار گریه مي ڪند


بهش گفتم چي شده تو ڪه روزي صد تا رو غسل میڪني!!!


روی بازوی جوان رو نشونم داد نوشتہ بود


برام گریه ڪڹ غســـــال...


... مآدر...... ندارم ↯↯↯↯↯



فقط بانازبشور..............بدون نازکش


قدکشیدم ...

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: يکشنبه 2 خرداد 1395 ساعت: 14:18

صفحه بندی